Never Without Love
فیلم هرگز بدون عشق
مهران در یک کافه با سفر ملاقات میکند و سفر به نمایندگی از رئیسش قباد به مهران پیشنهاد میدهد که استاد نوری و دخترش مجگان را در منطقه شکارشان بکشند. وقتی مهران به "شیطانکوه" میرسد، به یک چاله عمیق سقوط میکند و مجگان او را نجات میدهد و به خانهشان میبرد و زخمهایش را پانسمان میکند.