آرجون، معاون کلانتری حیدرآباد، در یک تصادف دچار از دست دادن جزئی حافظه میشود. او باید با شیاطین درونی خود مقابله کند و با دشمنان خارجی که سعی دارند او را از حل پرونده قتل دوست و همکارش آریان دوو بازدارند، روبرو شود. در نهایت، آرجون پرونده قتل را حل میکند و متوجه میشود که آریان توسط مردی که همجنسگرا است، کشته شده است. برای جلوگیری از افشای هویت آن مرد توسط آریان، آن مرد او را کشته است.