ابتدا یوسف هست که هویت او دزدیده می شود و تصمیم می گیرد اقدام کند، هرچند به معنی از دست دادن راهش باشد. سپس سوریه جوانی است که گام های نخست در دنیای بزرگسالان برمی دارد. و سلم که شاید بیش از آنچه به نظر می رسد پارانویای دارد. در نهایت خانه ای وجود دارد که یوسف و همسرش به دنبال اجاره آن هستند. در تابستان داغ تونس، هیچ اجاره داری پیدا نمی شود و در گوشه ای از باغ آن می توان نسیمی خنک را حس کرد... چه خواهد شد با یوسف که از این خانه استفاده می کند تا از «دوگانه» خود خلاص شود.