پلیس لوین سعی میکند جای خود را در اداره پلیس جدید پیدا کند و در عین حال دوستش وارسامه، که به تازگی از زندان آزاد شده، را در مسیر درست نگه دارد. آرزوی لوین این است که به دوره آموزشی کارآگاهی برود، اما سرپرستش جوکیسالو فکر میکند که او بهتر است در محلههای آشنا با همکارش یوهانا گشت بزند. گشت به کار خود میپردازد وقتی که شروع به تحقیق در مورد چیزی میکند که به نظر میرسد خودکشی باشد. آنترو پیویو، یک جنایتکار حرفهای و نژادپرست درگیر در قاچاق مواد مخدر، از بالکن خود پریده است. مردی که ابتدا مرده اعلام شده ناگهان بیدار میشود و به بیمارستان منتقل میشود. لوین باورش سخت است که داستان مرد را قبول کند و تصمیم میگیرد هر طور شده حقیقت را پیدا کند. با unravel شدن داستان، سخت است که بدانیم به چه کسی میتوان اعتماد کرد، وقتی که وارسامه به نظر میرسد در پشت سر لوین چیزی در حال انجام است.