یک تصادف مرموز خودرو زندگی ماچیک را به طور کامل تغییر میدهد. همسرش، یانینا، در این حادثه جان خود را از دست میدهد. به احتمال زیاد، زن خودکشی کرده است. با این حال، ماچیک هیچ ایدهای ندارد که چرا تصادف در نزدیکی مِرَگُو اتفاق افتاده است، زیرا یانینا گفته بود که به سفر کاری به کراکوف میرود. آیا او اشتباه کرده است؟ یا دروغ میگفته است؟ یک مرد پریشان به سفری برای حل معمای مرگ او میپردازد. به زودی او خود را در پی یک بازیگر به نام ووجنار مییابد که او را متهم به داشتن رابطه با همسر مرحومش میکند. از آن لحظه، سوالات شروع به افزایش میکنند و تراژدی به یک معمای پیچیده تبدیل میشود. ماچیک به این نتیجه میرسد که شاید او اصلاً زن مورد علاقهاش را نمیشناخته است.