در زمان معاصر، فندری ('خوک') داستان نوجوانی به نام جابیا و خانوادهاش را روایت میکند که دالیت هستند. در حالی که جابیا در زندگی عاشقانهاش با شالو، دختری از طبقه بالای ثروتمند در کلاسش، دست و پنجه نرم میکند، خانوادهاش به دنبال راهی برای شکار یک خوک وحشی هستند تا مقداری پول به دست آورند.