داستان حول یک قلب شجاع به نام بارون بیسواس میچرخد که علیه تعداد زیادی از تجاوزهای گروهی در یک روستا به نام دوخییا صدای خود را بلند کرد. دوخییا، جایی که تجاوزهای گروهی به یک جشن تبدیل شده بود. این تجاوزها توسط برخی از جنایتکاران سیاسی جشن گرفته میشد.