میتیا سفری است در کنار میتون، یک پسر یازده ساله که با از دست دادن ناگهانی والدینش کنار میآید. اوضاع زمانی تیرهتر میشود که خانوادههایشان بر سر حضانت او دعوا میکنند، در حالی که سوالاتی درباره ماهیت مرگ پدرش بیپاسخ باقی میماند. ما در کنار پاهای لرزان میتون/میتیا قدم میزنیم، در حالی که به دنبال زمین محکم میگردند. آیا یک خانه جدید میتواند خانه باشد، آیا دوستیها دوباره شکل میگیرند یا همه اینها فقط جستجویی برای چیزی است که مدتهاست از دست رفته؟