داستان حول پیر، پسری ۱۳ ساله است که مادرش را از دست میدهد. او پسری خجالتی است که تنها برای علاقهاش، اسکیتبرد، زندگی میکند. برتراند، مردی سیساله، کارگر فصلی در مزرعه پدر پیر است. آنها با عشق مشترکشان به اسکیتبرد به یکدیگر تکیه میکنند تا قدرتی برای بازسازی و ابراز وجود پیدا کنند و سعی کنند با فقدانهای غیرممکن خود روبرو شوند.