آگنیا، سازندهی اجاقگاز سرکش، زندگی را خراب نمیکند - او در شمال دور در خانهای با گرمایش ضعیف زندگی میکند، در سوراخ یخ ماهیگیری میکند و به تنهایی پسرش را بزرگ میکند. کار فصلی امکان پسانداز برای خانهی جدید را فراهم نمیکند و رئیس محلی، بوریس، عجلهای برای اسکان مردم ندارد. با پذیرش پیشنهاد بوریس برای ساخت اجاق در کلبهاش، آگنیا به تدریج به او علاقهمند میشود، اما در نهایت از او برای رسیدن به هدف اصلیاش - نقل مکان به یک آپارتمان جدید - استفاده میکند. و او این کار را به روشی بسیار غیرمعمول انجام میدهد.