الی کارتر هرگز مردی را که خود را شوهرش مینامد ملاقات نکرده و همچنین دختری را که او را مادر میخواند نمیشناسد و نمیتواند زندگیای را که به او گفته میشود متعلق به اوست به یاد بیاورد. او به دلیل تشنجهای خشن که بدون هشدار حافظهاش را بازنشانی میکند، در یک کابوس چرخهای گرفتار شده و در تلاش است تا حقیقت وحشتناک وجودش را قبل از اینکه دوباره همه چیز را فراموش کند، کشف کند.