روزی، خانواده چاکرابورتیهای منیکپور یک خانواده پررونق ۳۴ نفره بودند که در خنده، غذا و جشن بزرگ راست متحد بودند. در دهه ۹۰، راجات برای دنبال کردن آرزوهایش به کلکته رفت و همسرش آناپورنا و پسرش سومنا را ترک کرد. سومنا که در میان پسرعموهایش بزرگ شده بود، به مادربزرگش نزدیکتر از مادرش شد. وقتی دوازده ساله بود، آناپورنا به بیماری لاعلاجی مبتلا شد. راجات که تا زمان بازگشتش از این موضوع بیخبر بود، از خشم پر شد و منیکپور را با پسرش ترک کرد و قسم خورد که هرگز برنگردد.