در لحظه ای رازی از زبان رافل توضیح می دهد که مردم با هم قدم می زنند و سپس راه هایشان از هم جدا می شود هر یک برای پیمودن خیابان درون خود مشخص است در این فیلم آرزو دختری جوان در آذربایجان معاصر عاشق پسر معلم پیانو خود می شود او با وجود اختلاف سنی و دشواری های اجتماعی به دنبال عشق می رود اما تهدید از سوی مادرش و با الهام از رنج خود رافل قربانی نهایی عشق می شود.