یک شهر کوچک اروپایی، جایی که خواهران آیا و میرا زندگی میکنند، به بیماری ناشناختهای مبتلا میشود که جان بسیاری را میگیرد. پس از مرگ مادرشان، خواهر کوچکتر بیمار میشود. آیا متوجه میشود که پزشکی سنتی در برابر بیماری خواهرش بیفایده است و به دنبال کمک از پدر هرمان، کشیش محلی و دوست نزدیک خانواده میرود. در خانه او کتابهایی پیدا میکند که بسیار دور از دین متعارف هستند. او متوجه میشود که تنها نفوذ به ذهن ناخودآگاه بیمار میرا و کشف علت واقعی بیماریاش به او شانس نجات خواهرش را میدهد. آیا آماده است تا از این آیین ترسناک عبور کند، به عمق ذهن ناخودآگاه فرو برود و با شیاطینی که در آنجا ساکناند، روبرو شود؟ اما آیا او میتواند با ترس خود کنار بیاید زمانی که اسرار گذشته خواهرش را کشف میکند؟ زیرا هر چه به اعماق اقیانوس نزدیکتر میشویم، تاریکتر میشود.