وقتی او کودک بود، لودمیلا گنجینهٔ والدینش بود. او کار میکرد، میدوخت، میشست و میچرخاند به اندازهٔ هفت نفر عادی و به دلیل چهرهٔ زیبا، همه به او نگاه میکردند؛ او از این کار خسته شد و نقابی بر صورت خود گذاشت. دختر دهقان فقیر فراتر از زیباییش یک زن توانا با شخصیت و عشق واقعی است. دختر فقیر روستایی نقاب را میگذارد، اما شاهزادهٔ پادشاهی نمیتواند ازدواج آنها را بپذیرد. خانهٔ پدر و مادرش آتش میگیرد. برای حفظ جانش، تصمیم میگیرد هویت خود را با تغییر لباس پزنده بدل کند و از آن پس به «بدبختی» معروف میشود. «همان قدر که هفت زیبا بود نام من بود، اما وقتی به اینجا آمدم به بیسرنوشتی تبدیل شدم»
برای دانلود، باید وارد حساب کاربری خود شوید و اشتراک خریداری کنید.