ماثیا همسرش ویسلاکشی را دوست داشتنی میبیند و در پیامی ناخواسته با سا روکجی روبهرو میشود که بدون کسی برای رفتن به جایی به خانه ماتهییا پناه میآورد. ماتهییا و سا روجی نسبت به هم دلسوزی نرم و گرمایی پیدا میکنند. بقیه ماجرا آنچه بین این سه نفر میگذرد است و به کاوش در ظرایف رابطهای خارج از ازدواج میپردازد.