دافنه یک زن جوان است که در حال مذاکره با کارهای دشوار زندگی مدرن است. در میان شتاب روزمره شغل رستورانش و کلایدوسکوپ شبانه از چهرههای جدید، او باهوش، خندهدار و روح جمع است. او آنقدر مشغول است که نمیفهمد در اعماق وجودش خوشحال نیست. وقتی که جان یک فروشنده را که در یک سرقت ناموفق زخمی شده نجات میدهد، زره غیرقابل نفوذی که برای محافظت از خود به تن دارد شروع به ترک خوردن میکند و دافنه مجبور میشود با اجتنابناپذیری یک تغییر ضروری در زندگیاش روبرو شود.