پس از اینکه سوفی و جسیکا در کودکی شاهد یک جنایت وحشیانه بودند، جسیکا به خواهر کوچکترش سوفی قول داد: "من همیشه از تو محافظت میکنم!" با بزرگتر شدن، این قول به یک وسواس تبدیل شد. اکنون، جسیکا (۲۸ ساله) از پارانویا رنج میبرد و تهدیداتی را برای خود و خواهرش در هر جا میبیند. اما سوفی (۲۶ ساله) میخواهد زندگی عادی بدون ترس و بدون خواهرش داشته باشد. او میخواهد پیانیست شود و عاشق شود. وقتی مرتکبان پس از ۲۰ سال از زندان آزاد میشوند، جسیکا شوکه میشود و میخواهد با آنها روبرو شود. اما یک حادثه همه چیز را تغییر میدهد. قول جسیکا برای همیشه از خواهر کوچکش محافظت کردن به یک کابوس وجودی تبدیل میشود.