فورباخ، شرق فرانسه، امروز. ماریو، مردی بدون آرزوهای زیاد، به جز در مورد عشق، پس از اینکه همسرش خانه را ترک کرد، به نقطه صفر بازگشته است. او اکنون باید به تنهایی دو دختر نوجوانش را بزرگ کند و در عین حال از یک بحران نوجوانی خود نیز عبور کند. فریدا ۱۴ ساله پدرش را به خاطر ترک مادرشان سرزنش میکند و احساسات متضادی نسبت به دوست دختر جدیدش پیدا میکند. نیکی ۱۷ ساله به زودی خانه را ترک خواهد کرد. تا آن زمان، او زندگی خوبی را سپری میکند. ماریو نمیتواند از زنانی که دوست دارد دور بماند. با این حال، آنها باید همه توافق کنند که یکدیگر را رها کنند.