کاسی ایوانز، یک عکاس خبری اجتماعی ناتوان است که نمیتواند با مرگ مادرش کنار بیاید. به عنوان یک کودک، کاسی پس از دیدن مادرش که به طرز وحشتناکی توسط یک سگ بزرگ مورد حمله قرار گرفت، دچار آسیب روانی شد. حالا که کاسی بزرگ شده است، از کابوسهای شبانه و یادآوریهای مکرر زمان قتل مادرش رنج میبرد. پس از چندین ملاقات با روانپزشکش، دکتر ایزای، کاسی شروع به سوال کردن میکند که آیا کابوسهایش خاطرات سرکوب شده هستند یا اینکه چیزی بسیار شومتر است؟