راکل ناامید است: یک سری حوادث نامطلوب باعث شده که دخترش گرفته شود و او به مقدار زیادی پول نیاز دارد تا او را برگرداند و سریعاً. پس از یک درخواست ناامیدانه به بانک، او موفق میشود وام مورد نیازش را تأمین کند. مشکل این است که در همان لحظه، یک زوج عجیب از دزدان وارد شعبه میشوند: جانان معتاد به مواد مخدر و شریکش لولا، که ترکیبی مرگبار از هوش و روانپریشی است. اما ریسکهای راکل بسیار بالاست و او میداند که باید با دقت فکر کند تا از آنها پیشی بگیرد، خود را نجات دهد و پولش را بگیرد.