بکیر که در سنین بسیار پایین پدرش را از دست داده است، با مادرش ربیعه و پدربزرگش ایلیاس زندگی میکند که بهطور مشترک یک فروشگاه لوازم خیاطی را اداره میکنند. وقتی ایلیاس فوت میکند، برای جلوگیری از غم بکیر جوان به او گفته میشود که «پدربزرگ محبوبش به ماه رفته و به پدربزرگ ماه تبدیل شده است.»