میلیاردر چارلز آبرناتی، در آستانه ۷۵ سالگیاش، چهار فرزند دور از خود را به خانه دعوت میکند زیرا از این میترسد که امشب کسی - یا چیزی - قصد دارد او را بکشد. برای اطمینان از اینکه خانوادهاش به او در برابر هر آنچه که در راه است کمک کنند، آبرناتی هر یک از ارثیههایشان را به خطر میاندازد - اگر تا سپیدهدم او مرده پیدا شود، هیچ چیز دریافت نخواهند کرد.