سامانتا، که در دوران دبیرستان توسط عشق اولش جیک رها شده بود، به خانه بازمیگردد تا به پدرش که مربی فوتبال و در حال بازنشستگی است، ادای احترام کند و با جیک، که حالا یک کوارتربک مشهور است، روبرو میشود. پس از دیدن نیاز کتابخانه به بهروزرسانی، سامانتا از جیک میخواهد تا از شهرتش برای جذب مردم به یک fundraiser به نام "پیشغذا در کتابخانه" استفاده کند.