Cadenas de amargura
سریالها Cadenas de amargura
پس از مرگ والدین، دختربچه سِلیا تحت مراقبت عمو و عمه است: ناتالیا و ایوانژلینا. ایوانژلینا زنی ظالم است که کودک را دوست ندارد و بد با او رفتار میکند. برخلاف ایوانژلینا، ناتالیا خوب است و به سِلیا کمک میکند چون مادرواقعی اوست. او توسط پدر ژولیوس فریفته و باردار میشود. ایوانژلینا از ژولیوس متنفر است چون در گذشته او را به نفع ناتالیا ترجیح داده بود. سالهای بعد مسألهای پیش میآید چون ایوانژلینا نمیخواهد به سِلیا برای دانشگاه پول بدهد. اما سِلیا بورسیه میبرد و اکنون میتواند تحصیل کند. او نامزد دارد و میخواهد با جیووانی ازدواج کند اما ایوانژلینا با آن مخالفت میکند. او با نوشیدنی او را مسموم میکند. سپس سِلیا با گراردو آشنا شده و عاشق او میشود که با سوفیا نامزد است. پدر و مادر سوفیا کارمند مارتا و آرماندو هستند. آرماندو پس از سالها خانواده را ترک کرده به خانه برمیگردد. مارتا با منوال آشنا میشود، اما سوفیا و آرماندو با یکدیگر مخالفت دارند. اینز و ریناتویی، پدر و مادر گراردو، نیز با عشق او به سِلیا مخالفت میکنند. او عشق را قطع میکند و به دیر ماریان قالب میشود تا راهب شود. سونیا و روبرتو سعی در جدا کردن گراردو از سِلیا دارند. سپس سِلیا حقیقت تولد خود را مییابد و با پدر ژولیوس ملاقات میکند. ناتالیا متوجه میشود که ایوانژلینا قصد تصاحب تمام دارایی سِلیا را دارد و ایوانژلینا او را میکشد.