انا پلچر رویای تبدیل شدن به بالرین دارد. اما بر اثر تصادف رانندگی همه چیز به نظر تمام میآید. این دانشآموز زیبا قادر به حرکت دادن پاها نیست. خانوادهاش تهدید میکنند که به هم میریزند، به ویژه چون برادر انا بدون گواهینامه رانندگی میکند. اما سپس راینر وارد زندگی انا میشود—پسری در ویلچیر که دختر با او در اردوگاه در ارتباط است. راینر خود در آستانه یک حرفه بزرگ بود تا اینکه به شدت روی تپهها نواز شد. با وجود ناتوانیاش، راینر پر از انرژی است. او به انا شجاعت تازهای برای روبهرو شدن با زندگی میدهد، او را تشویق میکند تا دوباره راه رفتن را بیاموزد و رویاهای رقص را دنبال کند. گام به گام، انا راه بازگشت به زندگی قدیمیاش را مییابد. در مدرسه جدیدش با دانشجوی رقص، یاکوب، و معلم برجسته این رقص کُلا که گروه رقصش را در نهایت به آن میپیوندد روبهرو میشود