در تابستان ۱۹۰۷، سینما در دوران کودکی خود است. در شهری صنعتی و شمالی دو تاجر فیلم به طور متفاوت در حال نبرد برای قلبها، ذهنها و جیبهای مردم محلی هستند. فرانک شرینگهام فیلمسازی پویا است که میخواهد مخاطبان را از سالن تئاتر محلی که توسط فرد شرور آلبرت گولد اداره میشود جذب کند. کل شهر درگیر انتقام میشود و سه کودک محلی در چشم طوفان قرار دارند.