آروسو به جادو باور دارد و به قدرت آن برای کمک به جهان ایمان دارد. خوشبختی او این است که همتایان جادوگرش با او همنظر نیستند و از نیروهایشان برای انجام تردستیهای مختلف استفاده میکنند؛ به عنوان مثال، ارواح کوچک را به بردههای خود تبدیل میکنند. درک این که این کابوس واقعیت است، آروسو تصمیم میگیرد روشهای جادوگران را تغییر دهد و در مسیرش با حوادثی خندهدار روبهرو میشود.