مینسای Norwayی بر مبنای رمان معمایی اوني لیندل. ترِسِه گیریِر جوان از آغِر در بندرگاه آکر بریگ کشته میشود. جوّی هولانگیز در شهرداری محلی او گسترش مییابد هنگامی که دختر جوان دیگری نیز به قتل میرسد و کودکی پنج ساله به طرز معمایی ناپدید میشود. کاتو ایساکسن مأمور این پرونده میشود. او از شریکش سیگرید جدا شده و دوباره با همسرش بنته و پسردان گارد و ویتل زندگی میکند. ایساکسن هنوز بین کار خود بهعنوان کارآگاه و وظایف پدریاش دودل است. این موضوع پیامدهای ویژهای برای رابطهاش با پسر بزرگش گارد دارد.