کاسومی از کشف اینکه نامزد خواهر بزرگتر او همان مردی است که پنج سال پیش در دبیرستان دوستش بوده، شوکه میشود. در آن زمان او استاد دبیرستان او بود و در نهایت به دلیل احساس گناه از شغلش کنار رفت. کاسومی به شدت آسیب دیده و برای مدت طولانی در مقابل غم خود مقاومت میکند. اکنون آنها باید با گذشتهٔ رازآلودشان کنار بیایند تا کسانی که در حاضر نزد آنها اهمیت دارند آسیب نبینند.