جونوچی آساچارا با خواهر خواندهٔ خود نومو در جزیرهٔ نیمقمر به نام هاتسونه جیمان زندگی میکند؛ مکانی که در آن گلهای گیلاس در تمام سال شکوفه میدهند. در این جزیره، مردم داراى قدرتها و ویژگیهای عجیبی هستند. برای مثال، جونوچی توان دیدن رویاهای دیگران را دارد و مادربزرگش او را برای ساختن شیرینی به شکل جادویی تعلیم داده است. روزی دختر عمویش و دوست دوران کودکیاش، ساكورا یوشینو، ناگهان از آمریکا برمیگردد. او دقیقاً همان دختری است که شش سال پیش از او دور شده بود و هیچ کدام از سالها پوستاش تغییر نکرده است. او دوباره آمده تا وعدهٔ کودکیشان را به یاد جونوچی بیاورد... این داستانی شیرین-تلخ از جادو، عشق، خواستههای پنهان و رویاهای دستنیافتنی است.