فرانسیس اوبراین، رئیس کتابخانه، در حال گذراندن یک زمان جهنمی است. و برای یک بار هم که شده، این همه تقصیر او نیست. مادر فرانسیس، که از زوال عقل و شخصیتی واقعاً وحشتناک رنج میبرد، به درب اوبراین میرسد. به مشکلات او اضافه میشود که روحیه در مرکز یادگیری تعاملی میدلتون به پایینترین حد خود رسیده است. برای اینکه کتابخانه بتواند به کار خود ادامه دهد، مجبور است به عنوان یک کسب و کار عمل کند و سود سالانهای برگرداند. از آنجا که کارکنان به سختی میتوانند بازگشت یک کتاب را اجرا کنند، این ابتکار جدید میتواند به معنای پایان کتابخانه باشد.