وقتی آنا نستهو دچار سکته میشود و یک هفته قبل از چهارشنبه حیاتش در خطر است، سه پسر او باید زندگیشان و زندگی یکدیگر را مورد ارزیابی قرار دهند. به دلایل گوناگون سالهاست که با هم ارتباطی نداشتند. برادر کوچکتر، ارلند، بهعنوان آرایشگر ویترینی در کپنهاگ کار میکند. ماتریگدو صاحب یک خانه تشریفاتی کوچک در تروندهم است و بزرگترین برادر، تور، مزرعه خانوادگی در شبه جزیره بیینسـِت خارج تروندهم را اداره میکند. حالا همگی بر بالین مادر بیمار دوباره با هم ملاقات میکنند.