مادری مجرد که در بیمارستان سی. جاسینتو به عنوان نگهبان شیفت شب کار میکند، شب را به روز بدل میکند تا به پسرش، زاویر، زندگی معناداری بدهد. رابطه مدنی او با همسر سابقش، ایمرسون، با مطرح شدن custody فرزندشان تلخ میشود و زمانی که ویروس دنگ شدید به زاویر میرسد، او با جان خود برای یافتن درمان میجنگد و نیروهای شیطانی پشت پرده را بیخبر از این ماجرا مییابد.