جینگ شوان خود را در دنیای رقص پنهان میکند تا از اختلافات مکرر والدینش فرار کند. روزی در حال خروج از ماشین در حال حرکت توسط پدرش، حادثهای رخ میدهد و او متوجه میشود والدینش را کشتهاند. در حالی که از حادثه بهبود مییابد، جینگ شوان با کودکانهدوستش کورا و مادرش دوباره دیدار میکند و به آرامی از اندوهش بیرون میآید. او همچنین با کریس آشنا میشود و به او دل میبازد. اما بهزودی صدایهای اسرارآمیزی به او میرسد؛ هرچه این صداها شدیدتر میشوند، او گمان میکند این حادثهٔ والدین تنها ظاهر ماجرا نیست. او با کریس به محل حادثه بازمیگردد و کشفی شوکهکننده میکند.