ژانگ چولان زندگى عادى یک دانشجویِ دانشگاهى را مىگذراند تا اینکه در خانه روىایى در روستاىى کوچک به حادثهاى ترسناک گرفتار مىشود. هنگام عبور از قبرستان به دست زامبیها مىافتد. تصور مىکند که همه چیز به پایان رسیده، ناگهان دخترى مرموز با سُره به دست او را نجات میدهد و ناپدید مىشود