لاکان درباره مردی است که میخواهد از واقعیت زندگی خود فرار کند تا از سختیهای شهر آرام بگیرد و سادگی زندگی را احساس کند و مردی از استان که مسئولیت بزرگی نسبت به قبیلهاش دارد. این دو رابطهای صمیمی بدون اینکه بدانند عشق است برقرار میکنند با وجود نحوهٔ گرایشهای جنسیشان.