نیتا مدیر موفقی است اما در کنارگذشتن از گذشته دچار مشکل است. علی مشهورترین آرایشگر شهر است که حال حاضرش را نمیتواند سامان دهد. تیا یک کارآموز مدرن و آمادهٔ عاشقشدن است. گوتام سعی دارد تغییر ظاهری ایجاد کند تا احساسات واقعیاش را پنهان کند. اسپِلِتایمپیلس، سالن شهریِ غیرجنسیتی، گدازهای از داستانهای عاشقانه درهمتنیده را به وجود میآورد. اشتیاقها پیشبینیپذیر نیستند. پیشنهادها کامل نیستند. قلبها سنگیناند و هر زندگی دارای پایانِ گسسته است.