مالکی یکی از مدیران یک شرکت موفق است که توسط ریزآبادی اداره میشود. ریزآبادی به او دستور میدهد تا درباره یک قرارداد بزرگ نفتی با نروژیها مذاکره کند. پس از امضای قرارداد، نروژیها میخواهند مبلغ قرارداد که چندین میلیون دلار است را به حساب شرکت منتقل کنند.