عاشق بسیار با دوست پسرش، چا راری، است که با خبر مرگ ناگهانی او دچار دلسردی میشود. مصمم است تا هر مورد از لیست مشترک آرزوهایشان را انجام دهد و با کُشان از فِرد آشنا با نام کانگ هان-سول، یک تمرینکنندهِ آیندهدار اما ترس شدید از صحنه، آشنا میشود. با همآمدن سرنوشت، آنها با هم تمام کردن آیتمهای لیست را آغاز میکنند و زمان با هم بودنشان را به قدر کافی میسازد تا کمی بیشتر عهد خود را نگه دارند.