جنگی که باختن شرطی برای جانیوِی معمار تازهکار به نام جیانخون، عاشق رقابت است، منجر به پوشیدن لباس زنانه برای مراسم خداحافظی مدرسه میشود. به طور اتفاقی، جنیخوان برای نجات یک تازهکار بادهخوار هنرهای ارتباطی به نام پین میرسد. او بلافاصله شیفته پین میشود اما دو نفر از هم جدا میشوند تا اینکه بتوانند با هم آشنا شوند. سرنوشت اما آنها را دوباره در موقعیتهای گیجکنندهای کنار هم میآورد: نام جینخون در فهرست خوابگاه دخترانه میآید و هماتاقیاش غیر از پین است. در ابتدا جینخون قصد دارد موضوع را روشن کند و نامش را به فهرست خوابگاه مردانه منتقل کند. سپس پود شرطی تازه پیشنهاد میدهد؛ به عنوان رقیبش، او فکر میکند جینخوان شانسی برای جلب توجه پین ندارد. به عنوان کسی که هرگز تسلیم نمیشود، حرکت بعدی جینخوان تبدیل شدن به جنی و گرفتن جایگاهش در خوابگاه زنان است.