سینگ پیش از این برای خبیثان کار میکرد. پس از بازنشستگی از گروه به شهر زادگاهش بازمیگردد و متوجه میشود اعضای خانوادهاش به قتل رسیدهاند. او سپس به گروهی از دزدان که به رهبری داو کار میکند ملحق میشود تا با بدکاران مقابله کند. هر دو گذشتهای تلخ با بدکاران دارند که رهبریاش در واقع برادرزاده همسرش است.