در اوج جنگ سرد، ویکتور گودئانو، دست راست و نزدیکترین مشاور دیکتاتور رومانی نیکولای چائوشسکو و جاسوس KGB، باید پیش از اینکه هویتش فاش شود، از رومانی و چائوشسکو فرار کند. با کمک یک جاسوس مخفی استازی و یک مامور تازهکار CIA، گودئانو باید از دست KGB و جاسوسان کشور خود فرار کند، در حالی که کاملاً آگاه است که فرار او خانوادهاش را در خانه در خطر مرگ قرار میدهد.