داستانی درباره کینه از ریوتاونگ، دختر مالک گروه نمایش عروسکی، علیه پرنسس رُمپا تینات، دختر مالک قصر تیننات. همه چیز از وقتی آغاز شد که ها.ا.ا پرینس دیریک سوپاماس، که از کودکی با رُمپا نامزد بود، عاشق ریوتاونگ شده و دستبند طلایی «کملای ماس» ساختهشده با نام ریوتاونگ را به عنوان هدیه عشق سفارش میدهد. هیچگاه تصور نمیکرد که این دستبند طلا سرنوشت آنها را به هم گره بزند و در زندگی آینده دوباره به هم برسند.