خط داستانی
گلنار و اسماعیل دو جوان از شمال ایران هستند که در زمان حکومت مظفرالدین شاه قاجار به هم دل میبندند. تقیخان، پدر گلنار که سردستهٔ استان است، این عشق را مانع میشود. ممکن است این عشق را با اجبار تقیخان به دادن نامهای مهم به وجود آورد. گلنار که در روز سقوط خانه از آنجا فرار کرده بود، مجبور میشود با نامی جدید وارد خانهٔ پدریاش شود، اما تقیخان، که از شخصیتهای مهم در دربار بود، در پایان عمرش توسط تاوُس الملک و اصِف میرزا به زندان افتاد و همسرش را از دست داد.