هو ژی که در یتیمخانه بزرگ شده است، به تصادف سوار بر کامیونی ثروتمند را نجات میدهد و وارث باهوش به او دل میبازد. اما او به اشتباه به دنبال خواهر دوقلویش جین یینگ سو میافتد. وقتی هو ژی و یینگ سو یکدیگر را میشناسند، یینگ سو از خواهرش میخواهد برای مدتی جای او را بگیرد تا بتواند بیماریاش را پنهان کند. هو ژی قبول میکند و وارد خاندان جینگ میشود، اما حادثهای رخ میدهد و او حافظهاش را از دست میدهد. از این پس، هو ژی به شخصیت قدیمی و سادهٔ خود بازمیگردد. جینگ کون خوشحال است از تحول شخصیت او و نسبت به همسرش مهربانتر و دلسوزتر میشود، اما وقتی پرونده را کشف کند چه خواهد شد؟