قهرمان سرراست و بیپرده، هو زی، و مرد نجیب ظاهراً بیتفاوت اما مهربان، چی شیاوشوان، از طریق درگیری با یکدیگر آشنا میشوند. از نفرت متقابل به دوستی مانند "ببر و قناری"، آنها با گروهی از شرکای "غذاخورهای معصوم و دوستداشتنی" و "خندان با قلبی شیطانی" متحد میشوند. در نهایت، آنها توطئه جادوگر سلطنتی را کشف کرده، شر را از بین میبرند و عدالت را در دنیای انسانها برقرار میکنند.