جو جونگ وون، مدیرعامل مغرور و طمعکار شرکت کینگدام است که شامل یک سوپرمارکت و یک هتل میشود. "گوششنوای ارواح"، تائه گونگ شیل، یک فرد طرد شده و misunderstood است که نمیتواند یک دوستپسر یا شغل نگه دارد زیرا یک تجربه نزدیک به مرگ او را وادار به دیدن ارواح نیازمند کرده است. او احساس میکند که باید به آنها کمک کند تا مسائل دنیوی خود را حل کنند تا بتوانند به زندگی پس از مرگ بروند... و او احساس میکند که باید فکر کند او دیوانه است. به زودی زندگیهای آنها در یک شبکه پیچیده از شوخیها، سوءتفاهمها و... بله، عشق ادغام میشود.