پس از یک تبعید داوطلبانه ده ساله در پاریس، آنا برودوئر در شرایطی استثنایی به کبک بازمیگردد. بازگشت او موجی از هیجان را در میان عزیزانش ایجاد میکند. نه مادرش مونیك، كه تقریباً وجود تنها دخترش را فراموش کرده بود، نه بهترین دوستش پاتریک، مدیر یک آژانس روابط عمومی، و نه عشق سابقش آنتوان، نمیدانستند او کجا پنهان شده است. پس از این همه سال سکوت، آنا متوجه میشود که دوباره ارتباط برقرار کردن با اطرافیان پیچیدهاش و بازسازی زندگیاش به سادگی که امیدوار بود، نیست.