پس از بازگشت بیناییاش، کریس در خواب شخصی را میبیند، اما وقتی بیدار میشود، تنها چیزی که به یاد میآورد، یک جفت چشم است. او شروع به کشیدن آنها میکند تا به یادش بیاید، اما وقتی برای اولین بار کارن را میبیند، متوجه میشود که آن جفت در خواب و چشمهای کارن یکی هستند...